ميرزا حسن حسينى فسايى
808
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
مورد عنايت شاهانه شدند و فرمان مهر لمعان به ضميمه تمثال همايون براى امام مسقط صادر گشته ، روانه مسقط گشتند و جناب صيد سعيد خان امام مسقط در ماه جمادى دويم سال ديگر ، بعد از نود و اند [ سال ] ، زندگانى را بدرود نمود . « 1 » و هم در اين سال [ 1272 ] : ميرزا ابو الحسن خان مشير الملك كه نزديك به سه سال در دار الخلافه طهران براى تفريغ حساب ديوانى نواب و الا ، نصرت الدوله فيروز ميرزا والى سابق فارس اقامت داشت ، فراغت يافته به مصاحبت آقا ميرزا محمد فسائى « 2 » ، عود به شيراز نمود و بعد از چند ماهى به وزارت مملكت فارس ، متمكن گرديد . و هم در اين سال : [ 1272 ] حكومت بلوكات داراب و جهرم و قير و كارزين و جويم و بيدشهر را از ميرزا محمد على خان ناظم الملك گرفته به ضميمه نىريز به ميرزا نعيم نورى لشكرنويسباشى دادند . و هم در اين سال [ 1272 ] : ايالت لارستان را به نواب جلال الدين ميرزا ولد الصدق نواب و الا ، مؤيد الدوله ، عنايت گشته ، نيابت حكومت او را به مصطفى قلى خان قراگوزلو اعتماد - السلطنه ميرپنج دادند . و هم در آن سال [ 1272 ] : خداكرم خان بوير احمدى كوهگيلويهاى با دو هزار نفر سواره و پياده بر سر ايل بختيارى كه قرب جوارى با او داشتند ، ريخته ، معادل هزار خانوار بلكه بيشتر را غارت نمود و آنچه را ديد به قول الوار از مرده مال و زنده مال تصاحب نمود و چون خبر اين واقعه به امناى دولت جاويد عدت رسيد ، نواب و الا ، مؤيد الدوله ، آقا ميرزا محمد فسائى را كه مردى كافى و براى هر دشوارى وافى بود ، با پانصد نفر سوار نظام و دو فوج سرباز قراگوزلو و شيرازى و هزار نفر چريك فسا و بلوكات را مأمور به استرداد اموال بختيارى و تدمير خداكرم خان بويراحمدى فرمود و در اوائل فصل پائيز اين سال ، مأمورين روانه مقصد شدند و بعد از ورود به صحراى سراب سياه ممسنى « 3 » ، خداكرم خان با شمشير و قرآن خدمت آقا ميرزا محمد آمده ، تعهد رد اموال بختيارى را نمود و پسر خود را به گروگان بسپرد و به زودى نزديك به پنجاه هزار تومان اموال ، به كلانتران بختيارى سپرده ، مخاصمت را به مسالمت تبديل نمود و به توسط خوانين بختيارى از جرم خداكرم خان ، عفو و اغماض نمودند . و چون در ماه صفر سال 1273 شهر هرات افغانستان به دست نواب اشرف و الا حسام - السلطنه سلطان مراد ميرزا عم نامدار شاهنشاه قاجار ادام اللّه عمره و شوكته ، گشوده گشت « 4 » ، وكلاى دولت بهيهء انگليس در هر شهرى ، از ممالك محروسه ايران بودند ، رنجيدهخاطر گشته ، بناى خروج از بلاد ايران را گذاشتند مثل اينكه وزيرمختار آنها از دار الخلافه طهران بيرون رفت و اخبار حركت جهازات جنگى دولت بهيه انگليس چون به بوشهر رسيد ، كپيتان جونس « 5 » باليوز مقيم بوشهر در روز يازدهم ماه ربيع اول « 6 » اين سال نامهاى به ميرزا حسن على خان دريابيگى
--> ( 1 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 239 . ( 2 ) . او از سال 1271 در تهران اقامت داشت . ( 3 ) . همان سرآب بهرام در ناحيه بكش ممسنى است . ( ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ) ، كه در حدود 30 ميلى شمال كازرون است . ( ترجمه انگليسى ، ص 319 ، ح 108 ) . در متن : به جاى سياه ، ( سپاه ) آمده است . ( 4 ) . ( شهر هرات در 25 صفر گشوده شد ) ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 203 . ( 5 ) . Captain Jones ( 6 ) . برابر با 9 نوامبر 1856 .